موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد
گیسوان تو شبیه است به شب؛ اما نه،
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!
خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد
عقل یکدل شده با عشق، فقط میترسم
هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد
زخمی کینه من! این تو و این سینه من
من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد
یکی از ما دونفر کشته به دست دگری است
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد
(استاد فاضل نظری)
مهدی جان؛
آلودگی هوا که سهل است! آلودگی دلهایمان نیز از حد هشدار گذشته و نفسهایمان به شماره افتاده؛
سالهاست زندگیمان تعطیل رسمیست.
هوای باریدن نداری مولا؟
لحظه دیدار نزدیک است ...
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
ها آبرویم را نریزی دل ،
لحظه دیدار نزدیک است ...
نزدیک است
نزدیک ...
دیروز
جایزه نوبل را که بردی
نبض تپنده ی وجدان آلمان بودی
اما امروز که سرودی :
" آنچه باید گفته شود "
فاقد ذوقی
اصلا جاهل به اوضاع خاور میانه ای
شاعری قابل تقدیری
اما قصیده ات نامناسب است
موضع گیری ات اشتباه است .
گونتر عزیز
این سخنان سیاستمداران آلمانی برای دلداری اسرائیل است
اما تو خود بیش از پنجاه سال است
که میدانی
حق با قصیده ای ست که سروده ای :
" فردا خیلی دیر است "
" چون ما آلمانی ها به قدر کافی گنهکاریم "
آخر این قرن زمستانی
به سر می رسد
و سر می رسد
آن که باید ...
زمانهی عجیبی است.
برخی امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را!
میدانی چرا؟
امام گذشته را هرگونه که بخواهند تفسیر میکنند،
اما امام حاضر را باید فرمان ببرند!
و کوفیان، عاشورا را اینگونه رقم زدند!
آسمان که گریه میکند،
انگار تو هم دلت میخواهد که ابر شوی و بباری…
بباری و پاک کنی، زنگار دل سیاهت را.
و وای بر آنی که آسمان دلش ابری نمیشود!
تا ببارد و بشوید؛
ببارد و پاک کند؛
ببارد و سبک شود،
همچون نسیم با طراوت لحظات پس از باران.
خدایا،
دلهایمان را بارانی کن…
ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد
و افزون شده جفای تو این نیز بگذرد
زین پیش نیک بود رأی تو گذشت
گر بد شدست رأی تو این نیز بگذرد ..
زبان حال راحیلم
خط بزن "و" را
موعود من ؛
موعد ِ آمدنت شده …
آری امیدی هست
یکروز کسی می آید
که همه دوستش دارند
و من نیز نگاهش می کنم
فقط همین !
برای او کافیست
چون میداند
تنهایی درد غریبی و قریبی است ...
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |